X
تبلیغات
رایتل

تنها یک صدا می ماند و آن صدای حق هست یا حق

فلسفه ریش در مردان + احادیث در باره ریش مردان

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


فلسفه ریش - ریش گذاشتن  در مردان


یه بحثی که جالب هم میتونه باشه و سرش هم دعوا هست بعضی وقت ها بین جوان ها - بحث ریش و ریش گذاشتن وشیش تیغ کردن هسته به نوعی . و یا یه تیکه جا گذاشتن .

و ما این بحث و سعی کردیم از جهت احادیث و هم از سخنان بزرگان و ائمه بررسی کنیم .

مبحث جالب و مفید یخواهد بود انشاالله که به دردتون بخوره .



متن کامل در ادامه مطلب . . 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


فلسفه ریش - ریش گذاشتن  در مردان


یه بحثی که جالب هم میتونه باشه و سرش هم دعوا هست بعضی وقت ها بین جوان ها - بحث ریش و ریش گذاشتن وشیش تیغ کردن هسته به نوعی . و یا یه تیکه جا گذاشتن .

و ما این بحث و سعی کردیم از جهت احادیث و هم از سخنان بزرگان و ائمه بررسی کنیم .

مبحث جالب و مفید یخواهد بود انشاالله که به دردتون بخوره .


احادیث در باره ریش مردان


ایها الذین امنوا لا تتبعوا خطوات الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یأمر بالفحشاء و المنکر ."

ای کسانی که ایمان آورده اید پیروی و متابعت از گامهای شیطان نکنید ، هر کس پیرو گامهای شیطان شود او را به فحشاء و منکر فرمان می دهد .


خطوات شیطان یعنی راههایی که شیطان برای انسانها ترسیم می کند و آنها را به آن راه دعوت می کند و آن جز منکر و فحشاء و خلاف شرع و عقل سلیم چیز دیگری نمی باشد که از جمله آنها تراشیدن ریش است که در شرع مقدس اسلام از منکرات شمرده شده است چنانکه در منهاج النجات مرحوم  فیض  می نویسد :


و من العاصی ترک الواجبات و اتیان البدع و القعود فی المسجد جنبا او حادضا  ( الی ان قال ) و حلق اللحیه


یعنی : از جمله معاصی ترک واجبات است و انجام بدعتها و نشستن در مسجد در حال جنابت یا در حال حیض ( تا اینکه فرموده ) و تراشیدن ریش است .

--------------------------------------------------------------------------------------------

در منابع روایی روایات زیادی در باب مذمت ریش تراشی داریم که به عنوان نمونه روایاتی از حضرت رسول(ص) و حضرات ائمه(ع) می آوریم:
1) رسول الله(ص): "أحفوا الشوارب و أعفوا اللحی" یعنی سبیلتان را کوتاه کنید و ریش خود را آزاد بگذارید.
2) رسول الله(ص): "حلق اللحیة من المثلة و من مثل فعلیه لعنةالله" یعنی تراشیدن ریش نوعی مثله کردن است و لعنت خدا شامل کسی که چنین کند.
3) رسول الله(ص): "الشیب نور المؤمن من أراد أن یطفئه فلیطفئه" یعنی ریش نور مؤمن است. پس هر کس خواست نورش خاموش کند چنین کند.

اما حکمت حکم حرمت ومذمت ریش تراشی چیست؟
در روایات ما مواردی چند آمده است:
1ـ عدم تشبه به یهود: رسول الله(ص): «حفوا الشوارب و اعفوا اللحی و لاتشبهوا بالیهود» یعنی سبیل هایتان را کوتاه نمائید و محاسن ـ یا ریش ـ خودتان را بلند بگذارید و خود را شبیه یهودیان مگردانید.
ضمنا تراشیدن ریش از اعمال قوم لوط بوده است. پیامبر اکرم(ص) ده عمل زشت و گناه را باعث نابودی قوم لوط معرفی می کنند، که از آن موارد ده گانه به تراشیدن ریش و بلند کردن سبیل نیز اشاره می فرمایند.
اسلام برای حفظ هویت فرهنگی به مسلمانان دستور داده که علاوه بر اعمال صالح، ظاهر خود را شبیه به بیگانگان نکنند.
2ـ عظمت و نشانه مردانگی: امام صادق(ع) می فرمایند: "هنگامی که انسان مو و ریش در صورتش می روید، این حالت علامت و نشانه مردانگی اوست، و عظمت و ابهت او را می رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شباهت به زنان خارج می سازد."
در بعضی روایات از آن به زینت مردان تعبیر شده است.
امام رضا(ع) فرموده اند: "خداوند مردان را به وسیله محاسن زینت داده است، ریش فضیلتی برای مردان است، و بوسیله ریش مردان از زنان شناخته می شوند."

واما برخی ضررهای ثابت شده از ریش تراشی توسط پزشکان و ....
1- هر گاه صورت تراشیده شودمیکروبهای مختلفدر منافذ پوست جای گرفته و بوسیله همان منافذ و سوراخ های ریزی که در پوست قرار دارد راهی برای پیشرفت خود باز می کند.
2) تراشیدن ریش به علت تحریک دائمی و مکرر پوست صورت موجب پیری زود رس می شود.
3) تراش ریش ایجاد جوش نموده و موهای صورت را سفید می کند
4) تکرار تراش ریش باعث از بین بردن زیبایی و روشنایی چهره می شود...

در نهایت با توجه به حکم حرمت ریش تراشی و ضررهای ثابت شده برای آن ، تصمیم با خود افراد است .وکسی نمی تواند افراد بی ریش را مورد اهانت قرار دهد.وآنها را به ریش گذاشتن اجبار کند.چرا که گاهی در بین همین افراد بی ریش آفرادی با خصوصیا ت اخلاقی بسیار خوب پیدا می شود .پس بهتر است سطح آگاهی یکدیگر را بالا ببریم تا درست تصمیم بگیریم.....


***********


فلسفه ریش در مردان



در کتاب سیرة‏النبویه و الاثار المحمدیه و جلد 6 بحارالانوار آمده است که پیامبر به دو فرستاده خسرو پرویز پادشاه ایران فرمود: واى بر شما چه کسانى شما را امر کرده که ریش‏ها را بتراشید و سبیل بگذارید. عرض کردند پروردگار ما (کسرى). رسول خدا فرمود: «لکن ربّى امرنى باعناء لحیتى و قص شاربى؛ پروردگار من مرا امر کرده که ریش خود را بگذارم و شاربم را کوتاه کنم» . البته روایات دیگرى نیز هست که در این مختصر نمى‏گنجد.
گفتنى است که حرمت تراشیدن ریش اجماعى است؛ شیخ بهایى در کتاب اعتقادات مى‏فرماید: «تراشیدن ریش مانند سایر گناهان (قمار، سحر، رشوه) است و احدى از علماى اعلام در حرمت ریش تراشى خدشه نکرده‏اند.
نیز محقق داماد در رساله خود (الشارع النجاة) آورده: «ان حلق اللحیة حرام بالاجماع؛ تراشیدن ریش به اجماع همه علما حرام است». ضمنا سیره قطعیه متدینین از زمان حضرت آدم تا خاتم و حضرات ائمه معصومین(ع) بر این بوده است و در تاریخ نمى‏یابیم که پیامبران الهى و اوصیاى آنها و پیامبر اسلام و اوصیاى آن حضرت و متدینین به آن حضرات ریش خود را تراشیده باشند.
رسول خدا : *محاسن را از ته زدن یک نوع مثله است و کسی که خود را شکنجه و اذیت کند لعنت خداوند بر او باد . *ده عمل زشت و گناه باعث نابودی قوم لوط شد ، که دو عمل از آنها تراشیدن ریش و بلند کردن سبیل ها بود . *شانه زدن ریش ها ، رزق و روزی را زیاد می کند . *مو و (ریش) زیبا لباسی است که خداوند داده ، بنابراین آن را گرامی بدارید.ن کد انتخابی]
ب ) فواید ریش ازنظرعلمی
از نظر دندانپزشکان وجود محاسن در صورت براى حفاظت از لثه‏ها و دندانها مفید است. و از نظر متخصصین پوست نیز وجود محاسن در صورت رعایت نظافت و اصول بهداشتى براى حفاظت از پوست و لطافت آنها مفید است، مگر در مورد کسانى که گرفتار قارچ‏هاى پوستى و ... باشند که مساله‏اى استثنایى است. وجود محاسن متناسب با ساختار طبیعى بدن مرد مى‏باشد، و تراشیدن آن تشبه به زنان مى‏باشد .
البته باید به این واقعیت اشاره کرد که آنچه مهم است «ریشه» و باطن است و اگر به «ریش» و ظاهر توجه می شود به جهت آن است که ظاهر نمادی از باطن باید باشد، لذا کسانی که ظاهر را می آرایند و باطن نابهنجار دارند به عنوان ظاهر فریب و یا نالایق سزاوار نکوهش هستند اما نباید رفتار برخی نالایقان، ما را از رعایت برخی احکام منصرف کند.
از سوی دیگر باید دانست قلب پاک با حفظ ظاهر، مصونیت بیشتر پیدا می کند و پایدار می ماند به همین جهت بزرگان حکمت گفته اند برای پایداری در «طریقت» و رسیدن به «حقیقت» حفظ «شریعت» لازم است و اگر احکام ظاهری شریعت حفظ نشود احتمال فسق، التقاط و انحراف بسیار زیاد است و بهترین دلیل بر درستی این مطلب، سیره و روش تمامی پیامبران و امامان و اولیای خداست که علاوه بر این که به ریشه و باطن توجه داشتند ظاهر را نیز مطابق احکام شریعت رعایت می کردند.
در بین مراجع کسى حکم به جواز نداده و نوعاً یا فتوا به حرمت داده‏اند یا بنابر احتیاط واجب تراشیدن آن را جایز نمى‏دانند. گرچه برخى زدن ریش به صورت پرفسورى؛ یعنى، گذاشتن مو در چانه و زدن اطراف را نیز جایز مى‏شمارند.در پایان توجه به چند نکته را لازم می بینیم: اولا: فلسفه همه احکام و جزئیات آنها به طور تفصیلى روشن نیست و آگاهى از آن د انشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى مى‏طلبد. لیکن بطور اجمالى روشن است که همه احکام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنهاست. بنابراین در صورتى که فلسفه حکمى را بالخصوص ندانیم بنابر قاعده کلى فوق از آن باید پیروى کرد. زیرا یقین به وجود مصلحتى در آن هست هر چند بر ما ناشناخته باشد. ثانیا: در جست و جوى فلسفه احکام نباید همیشه به دنبال علوم تجربى رفت و دلیلى مادى و فیزیولوژیک برایش جست و جو نمود. این فرایند که همواره در پى یافتن مصلحت یا مفسده‏اى طبى یا... باشیم برخاسته از نگرشى مادى گرایانه است. در حالى که بسیارى از احکام مصالحى معنوى دارند که در حوزه هیچ یک از علوم بشرى قابل تحقیق نیست و آنها با متد تجربى خود قادر به حکمى نفیا یا اثباتا پیرامون آن نیستند و یا اگر نظرى بدهند بسیار سطحى است و چه بسا مسأله حکمتى برتر و بالاتر داشته باشد. چنان که در مورد روزه علوم به خواص بهداشتى آن پرداخته‏اند ولى قرآن مجید فلسفه‏اى بالاتر را بیان فرموده و آن «تقوایابى» است. در مورد تراشیدن صورت نیز گفته‏اند: الف) همه احکام الهى تابع مصالح و مفاسد در متعلق آنهاست. از طرف دیگر چنان نیست که دقیقا فلسفه همه احکام براى ما روشن باشد، بلکه برخى از آنها در متون دینى منصوص گردیده مانند فلسفه نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهى از منکر و برخى ذکر نگردیده است. شاید علت عدم ذکر همه آنها هم این باشد که گرایش افراطى به دانستن فلسفه احکام کاهش دهنده روح تعبد در برابر پروردگار است و این خود ضرر بزرگى در بردارد، و انسان را دچار نوعى شرک مى‏گرداند، یعنى فلسفه جویى را جایگزین خداگرایى مى‏کند. البته در مواردى نیز انسان از طریق عقلى مى‏تواند فلسفه‏هایى را بفهمد ولى این فلسفه‏ها اولا کلیت ندارد و ثانیا به تدریج در طول زمان و با رشد دانش بشرى یکى یکى روشن مى‏شود و در هر زمان براى هر حکم احتمال وجود فلسفه‏ها و علل دیگرى مى‏رود که براى ما مکشوف نیست. بنابراین در چنین مواردى باید ابتدا این فرهنگ نادرست را اصلاح کرد که مى‏گوید اول باید فلسفه‏اش را بدانم تا بعد عمل کنم چنانکه در دیگر موارد زندگى مانند انجام دستورات پزشک اینچنین است.

»
»کاربر: Admin

Free counter and web stats

Search Engine Optimization


<-BlogCustomHtml->

این وبلاگ را صفحه خانگی خود کن ! تماس با من ذخیره کردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS