X
تبلیغات
رایتل

تنها یک صدا می ماند و آن صدای حق هست یا حق

اذان در ماه

بسم الله الرحمن الرحیم


اذان در ماه



قال رسول الله، صلی الله علیه و آله: ان اهل السماء لا یسمعون من اهل الارض الا الاذان .


رسول خدا، صلی الله علیه و آله، فرمود: اهل آسمان تنها صدای اذان اهل زمین را می شنوند



سلام

همه ما هم نگم صدی - نود و نه مون (خود من و شما هم  تقریبا جزوشونیم) هیچی از اسلام و دین و خدا نمیدونیم - ادعا زیاد داریم ها ولی هیچی نمیدونیم شاید خیلی از کسایی که خود راعالم میدونند هم هیچی ندونند و یا خیلی کم بدونند. اما قران و پیامبر اسلام و 12 اما ما چیز هایی رو گفتند که وقتی بعد از 400-1300 سال کشف میشوند هنگ میکنیم . یعنی اولش شک میکنیم یکم جستجو میکنیم میبینیم ظاهرن یه چیزهایی هست . چند روزی جو گیر میشیم و با خدا میشیم دوباره روز از نو و روزی از نو انگار عادتمون اینه . و واقعا خدای مهربان و رحیمی داریم که وقتی اینهمه نشانه میبینیم بازم یادش نمیکنیم و بازم ظاهرن خیلی چیزها برامون غریبند و بازم باور نمیکنیم .

این بخشی از سخنان و داستان واقعی اولین فضانورد روسیه هست که به عنوان اولین انسان بر روی کره ما قدم زد .تمام این مطلب جذاب و میتونید در ادامه مطلب بخونیدش.


او پس از آنکه فهمید صدای عجیبی که به هنگام قدم نهادن بر ماه شنیده صدای «اذان » بوده است که مسلمانان در وقت دعوت به نماز ادا می کنند . وقتی برای اولین بار او صدا را شنید فکر کرد که گوشهایش چیز دیگری شنیده و از این تجربه ای که برایش پیش آمده بود، فوق العاده متعجب شد . به هنگام بازگشت از سفر فضایی و سفر به کشورهای مختلف جهان، یکی از جاهایی که مورد بازدید آرمسترانگ قرار گرفت، پایتخت مصر، شهر قاهره بود که مجددا آرمسترانگ همان صدا را با همان کیفیت که در ماه شنیده بود شنید و وقتی که از یکی از مصریانی که او را همراهی می کرد درباره صدای مورد نظر پرسید به او گفته شد که این صدای اذان است که مسلمانان به هنگام دعوت به نماز می گویند . او کاملا مبهوت شده بود چون این دقیقا همان صدایی بود که عینا در ماه شنیده است .




داستان و مصاحبه کامل و منبع در ادامه مطلب ...


بسم الله الرحمن الرحیم


اذان در ماه



قال رسول الله، صلی الله علیه و آله: ان اهل السماء لا یسمعون من اهل الارض الا الاذان .

رسول خدا، صلی الله علیه و آله، فرمود: اهل آسمان تنها صدای اذان اهل زمین را می شنوند . 



سلام

همه ما هم نگم صدی - نود و نه مون (خود من و شما هم  تقریبا جزوشونیم) هیچی از اسلام و دین و خدا نمیدونیم - ادعا زیاد داریم ها ولی هیچی نمیدونیم شاید خیلی از کسایی که خود راعالم میدونند هم هیچی ندونند و یا خیلی کم بدونند. اما قران و پیامبر اسلام و 12 اما ما چیز هایی رو گفتند که وقتی بعد از 400-1300 سال کشف میشوند هنگ میکنیم . یعنی اولش شک میکنیم یکم جستجو میکنیم میبینیم ظاهرن یه چیزهایی هست . چند روزی جو گیر میشیم و با خدا میشیم دوباره روز از نو و روزی از نو انگار عادتمون اینه . و واقعا خدای مهربان و رحیمی داریم که وقتی اینهمه نشانه میبینیم بازم یادش نمیکنیم و بازم ظاهرن خیلی چیزها برامون غریبند و بازم باور نمیکنیم .


قال رسول الله، صلی الله علیه و آله: ان اهل السماء لا یسمعون من اهل الارض الا الاذان .

رسول خدا، صلی الله علیه و آله، فرمود: اهل آسمان تنها صدای اذان اهل زمین را می شنوند .

«پیرسوم » سی و چهار سال داشت و به نظر می رسید برادر کوچک «جان گلن » (1) است . همانطور مثل او موطلایی، کک مکی و راحت . حتی مثل جان گلن، در اوهایو به دنیا آمده بود . فقط سیاستمداری و زنده دلی گلن را نداشت و شانه هایش به طور عجیبی خم شده بود . لبخندی بیحال و صدایی خشک داشت .

اسمش «نیل آرمسترانگ » بود و او را از گروه دوم انتخاب کرده بودند . نکته جالب توجه در او این بود که از یک محیط نظامی نمی آمد . غیر نظامی بود . تنها فضانورد غیرنظامی که توانستم با او مصاحبه کنم . نشستم، نشست . سرفه کردم، سرفه کرد . سیگار بهش تعارف کردم، سیگاری بهم تعارف کرد . سیگارش را آتش زدم، سیگارم را آتش زد . موزیک متن:

- «آقای آرمسترانگ، چقدر برایم جالب است . شما نظامی نیستید!»

- من در ناسا، مهندس الکترونیک و خلبان جت بودم . چندان با نظامی بودن تفاوتی ندارد . منظورم این است که زندگی انضباطی نظامی را چشیده ام و برای رفتن به پروازهای فضایی، انضباط اولین شرط است . علاوه بر این، نظامیها را بخاطر اینکه بر ما برتری داشته باشند، انتخاب نمی کنند . دلیل انتخاب آنها این است که آنها همگی دسته بندی شده و قبلا انتخاب شده اند . در نتیجه، برای انتخاب کردن از میان آنها، کار خیلی آسانتر است و بعد هم، اعتماد به نظامی بودن، به من هم اعتماد کردند، من سالهاست که در ناسا هستم .

- پس فضانورد شدن باید فوق العاده باعث خوشحالی شما شده باشد .

- گمان نمی کنم . اجازه بدهید کمی فکر کنم .

- تا بحال فکرش را نکرده بودید؟!

- برای من، بسادگی فقط یک تغییر محل اداری بوده است . قبلا دفتری داشتم . حالا هم در اینجا دفتری دارم . بله، به نظرم از این کار راضی هستم . درجه گرفتن همیشه باعث خوشنودی است ولی از لحاظ اداری، فرقی نمی کند، من آدم جاه طلبی نیستم، فقط مایلم که این برنامه با موفقیت انجام گیرد . آدم شاعرمنشی نیستم .

- در نتیجه اهل ماجراجویی نیستید .

- به هیچ وجه . من از خطر بیزارم . مخصوصا اگر یک خطر بیهوده باشد . خطر بدترین قسمت شغل ماست . احمقانه ترین جنبه آن است . چطور ممکن است یک حقیقت عادی تکنولوژی را ماجراجویی نامید؟ به نظر من راندن یک سفینه نباید خطرناک باشد . درست همانطور که یک آبمیوه گیری برقی نباید خطرناک باشد هدایت سفینه نیز نباید خطری داشته باشد . با در نظر گرفتن این نظریه بحث درباره ماجراجویی و رفتن به فضا فقط به خاطر رفتن به فضا پیش می آید .

- تصور می کنم اگر به آسمان نروید متاسف خواهید شد .

- البته، ولی خودم را هلاک نمی کنم . دق نمی کنم ... و اصلا حاضر نیستم بروم آن بالا و دیگر به زمین برنگردم . مگر اینکه از لحاظ فنی لازم باشد، به عبارت دیگر خلبانی جت خطرناک ولی از لحاظ فنی لازم است . مردن در فضا یا در روی ماه از لحاظ فنی لازم نیست ...

- آقای آرمسترانگ، شما سالهای جوانی خود را تماما در ناسا گذرانده اید؟

- در سفر گذرانده ام; اروپا، آسیا، آمریکای جنوبی، در نتیجه آنچه دیدنی بوده دیده ام . هر چه فهمیدنی بوده فهمیده ام و حالا هم در اینجا هستم . ساکت و آرام، سر میزی نشسته ام تا یک کار جدی انجام دهم .

- بهتر است از شما خداحافظی کنم . باید بروم در چرخ گریز از مرکز .

- آقای آرمسترانگ اصلا به حال شما غبطه نمی خورم!

- بله خیلی بدچیزی است . از تمام این فضا یا از این آزمایش بیشتر از همه نفرت دارم . ولی از لحاظ فنی لازم است . (2)

در سال 1969 میلادی، اولین سفینه فضایی روی کره ماه نشست . متن بالا مصاحبه اوریانا فالاچی خبرنگار معروف ایتالیایی با نیل آرمسترانگ است . اولین کسی که در سال 1964 روی ماه قدم گذاشت . گاهی به این می اندیشم که تفاوت انسانها در طرز استفاده آنها از لحظات و موقعیتهای خاص در زندگیشان است . این موقعیتها از نظر من، همان «نفحات » هستند که در احادیث ما ذکر شده است و توصیه کرده اند که از این نفحات استفاده کنیم و آنها را جدی بگیریم . این فرصتها، گاهی اوقات تاثیری ابدی و حساس در سرنوشت ما دارند . شب عاشورا را به خاطر بیاورید و تفاوت را مشاهده کنید: حر و عمر سعد هر دو در سپاه کفرند، هر دو یک شب فرصت دارند، یک شب حیاتی . یک شب برای تفکر و انتخاب .

حر و عمر سعد، هر دو تا صبح بیدار می مانند و فکر می کنند . وسوسه زندگی و جاه و مقام از یک سو و ترس از ارتکاب به چنان جنایتی و خریدن نفرین ابدی پروردگار از سویی دیگر، آن دو را محاصره کرده . در انتهای شب، هر دو تصمیم خود را گرفته اند . یکی خریدار عذاب پروردگار و دیگری خریدار رضای او .

به هر دو یک فرصت داده شده، تفاوت در استفاده از این موقعیت است، چه زیرک است حر که از این آخرین فرصت چنان بهره برد که تمام مؤمنان تاریخ دردمندانه ناله می کنند: «ای کاش من نیز با تو بودم » و چه نادان و ابله بود عمر سعد که تا ابد آتش عذاب الهی، همراه و همنشین اوست .

از آن روزی که آرمسترانگ اولین قدمها را روی ماه گذاشت تا به امروزه هر جا سخن از آن حادثه تاریخی به میان آمده همه می خواهند بدانند او در آن لحظه چه دیده و چه گفته است و هزاران نفر آرزو کرده اند ای کاش جای او بودند و آنچه را که او دیده، می دیدند ولی آرمسترانگ خود از آنچه شنیده بود، مبهوت ماند تا جایی که از لذت آنگونه دیده ها چشم فرو بست و به دنبال شنیده گرانبهای خود رفت . متن زیر باز هم خبری از آرمسترانگ است:

نیل آرمسترانگ قبول اسلام کرد

نیل آرمسترانگ، اولین انسانی که قدم بر روی ماه گذاشت، قبول اسلام کرد . روزنامه «استار» چاپ مالزی اخیرا این موضوع را اعلام کرد . «استار» گزارش کرد که تغییر مذهب او پس از آنکه فهمید صدای عجیبی که به هنگام قدم نهادن بر ماه شنیده صدای «اذان » بوده است که مسلمانان در وقت دعوت به نماز ادا می کنند . وقتی برای اولین بار او صدا را شنید فکر کرد که گوشهایش چیز دیگری شنیده و از این تجربه ای که برایش پیش آمده بود، فوق العاده متعجب شد . به هنگام بازگشت از سفر فضایی و سفر به کشورهای مختلف جهان، یکی از جاهایی که مورد بازدید آرمسترانگ قرار گرفت، پایتخت مصر، شهر قاهره بود که مجددا آرمسترانگ همان صدا را با همان کیفیت که در ماه شنیده بود شنید و وقتی که از یکی از مصریانی که او را همراهی می کرد درباره صدای مورد نظر پرسید به او گفته شد که این صدای اذان است که مسلمانان به هنگام دعوت به نماز می گویند . او کاملا مبهوت شده بود چون این دقیقا همان صدایی بود که عینا در ماه شنیده است .

پس از این اتفاق بود که آرمسترانگ تصمیم گرفت درباره مذهب چیزهایی یاد بگیرد (تحقیق کند) و سرانجام اسلام را پذیرفت . بنابر گزارش استار در نتیجه این اقدام (پذیرفتن اسلام) آرمسترانگ شغلش را از دست داد و بنابر گفته او «خداوند» را یافته بود و بنابراین از دست دادن شغل نمی توانست مهم باشد .

پی نوشتها:

1 . یکی از فضانوردان آمریکایی .

2 . برگرفته از کتاب «اگر خورشید بمیرد» نوشته اوریانا فالاچی .

پدیدآورنده: آزاده خانعلی


منیع :Death to Israel

»
»کاربر: Admin

Free counter and web stats

Search Engine Optimization


<-BlogCustomHtml->

این وبلاگ را صفحه خانگی خود کن ! تماس با من ذخیره کردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS